محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

98

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

درست است ؛ اما يكسان بودن من و تو در جنگ درست نيست و به دور از عدل است . تفاوت اين دو موضع ناشى از آن است كه يكى از آن دو نسبت به درستى موضع خود يقين كامل دارد و ديگرى به بطلان موضع خود يقين دارد و يا دست‌كم شك دارد . خاستگاه شخص نخست ، اعتقاد و ايمان است و پيروزىها را با تكيه بر جسارتش و فداكارىهايش به ارمغان مىآورد ؛ مانند مردم عراق كه فقط براى كسب خشنودى خدا و پاداش او در جهان آخرت مىجنگند و خاستگاه شخص دوم ، شك و ترديد است و قلبش آكنده از ترس است ؛ مانند مردم شام كه در طمع مال دنيا و چيزهاى پوچ و بىبهاى اين جهان مىجنگند . . . بنابراين اين مقايسه قابل دفاع نمىباشد و اين آيه گواه بر آن است : « شما به لطف خدا اميدواريد و آنها اميدى ندارند . » « 1 » ضمير جمع در اين آيه به مؤمنان برمىگردد و ضمير سوم شخص به دشمنان كافر برمىگردد . امام عليه السّلام در نامه‌اش مىافزايد : ما فرزندان عبد مناف هستيم و كسى بر ديگرى برترى ندارد . قبيله قريش به طايفه‌ها و تيره‌هايى تقسيم مىشود . يكى از آنها بنى هاشم بن عبد مناف و شاخه ديگر آن فرزندان اميه بن عبد شمس بن عبد مناف است . امام على عليه السّلام فرزند ابو طالب بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف است . معاويه فرزند ابو سفيان بن حرب بن اميه بن عبد شمس بن عبد مناف است . ( و لكن ليس أميّة كهاشم و لا حرب كعبد المطلّب و لا أبو سفيان كأبي طالب . . . ) شيخ محمد عبده در توضيح اين فقره از نامه امام عليه السّلام مىگويد :

--> ( 1 ) . وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ ما لا يَرْجُونَ نساء / 4 : 104 .